روزی چکاوکی مست
در عرش خفته بودم
روزی شبیه یک عشق
صد بار مرده بودم
روزی غلام ننگین
بی طاقتی خمیده
تمثالی از مکافات
ملعون بنده بودم
من یک حباب ویران
در انتهای ایمان
با صورتک به نقش
ارباب خنده بودم
مثل گناه آدم
یا نه!خطای یوسف
با اشتباه قاضی
...یک عمر زنده بودم
روسپی
خداوندا به من یاری برسون تا کیریو که امروز خوردم تا آخر عمر به یاد داشته باشم
