Thursday, April 26, 2007

थे LIFE



روزی چکاوکی مست
در عرش خفته بودم
روزی شبیه یک عشق
صد بار مرده بودم
روزی غلام ننگین
بی طاقتی خمیده
تمثالی از مکافات
ملعون بنده بودم
من یک حباب ویران
در انتهای ایمان
با صورتک به نقش
ارباب خنده بودم
مثل گناه آدم
یا نه!خطای یوسف
با اشتباه قاضی
...یک عمر زنده بودم



روسپی

خداوندا به من یاری برسون تا کیریو که امروز خوردم تا آخر عمر به یاد داشته باشم

Monday, April 16, 2007

صاحبدلان

ای روسپیان شهر مناجات کجایست
بیداد گه عدل و مکافات کجایست
نوشیده ام از عشق چنین خرده مگیرم
در برکه کوران دل بی نور کجایست
در این همه عمر شنیدم چه نواها
خوش تر ز نوای می و انگور کجایست
ساقی بشکن کوزه و با ما تو دمی خوان
از مهر خدا جز قدح درد کجایست
مستیم و خرابیم و همه توبه به درگاه
جز توبۀ این جام , حرامی به کجایست